چاپ مجموعه داستان «گل سرخ دل افگار» را به دوست خوش صورت و خوش سیرتم استاد عزيز محمد جواد خاوري ، نویسنده ، محقق و مدیر مسئول فصلنامه خط سوم و همچنين جامعه داستان نويس افغانستان تبريك مي گويم . به علاقه مندان به هنر داستان نويسي توصیه می شود که حتما این کتاب را تهیه و مطالعه نمایند.

مشخصات کتاب
نويسنده : محمد جواد خاوری
نام مجموعه داستان : گل سرخ دل افگار
طرح جلد: محسن حسینی
انتشارات : عرفان
تعداد صفحات: 176
تیراژ: 3000
قیمت: 2100 تومان
اين روزها
شبيه هيچ كس نيستم
نه شبيه خودم
نه شبيه پدرم كه
با موهاي سفيد اش
مرا ياد سنگ زيرين آسياب مي اندازد
مدتهاست كه
نقش خودم را درست بازي نمي كنم
صورتم کال تر از آن است که
با این سیلی ها سرخ شود
دور و برم پر شده از
قرصهايي كه مي رقصند
و چاقويي كه به رگهايم مي خندد
نه بوي خاك مست ام مي كند
نه شمارش معكوس ستاره ها
تسكينم مي دهد
به فكر خدايي كه
پشت يكي از همين پنجره ها
خوابش برد
تا فرشته هایش
زاغ سیاهم را چوب بزنند
نيستم
از فرصتهايي كه
به خوابش نمي ارزد
از رازهایی که
به معجزه ختم می شود
تنفر دارم
از گلدانهای کوچكي که
عطرهای پهناور دارند
از معشوقه ام كه مي گفت :
« صبور باش و تشنه ي آبهاي بزرگ
ساده باش و عميق
همچون صورت مردگان »
اين روزها
شبيه هيچ كس نيستم
نه شبيه اين شعر
نه شبيه مادرم که
گریه هایش را
گوشه ی روسری اش گره می زند
نه توي بقچه ي لباسهايم
نه لابه لاي سجاده ي خاك گرفته ام
براي پيدا كردنت
جيبهاي پر از تزوير كدام مسجد را بگردم ؟
چه كنم تا دوباره
در دلم سبز شوي
از تو بالا بروم
و بگويم :
بِحَولِ الّلهِ وَ قُوِّتِه ي اَقومّ وَ اَقعُد ُ؟
اين روزها
به جاي فكر كردن به سيبي كه
از درخت مي افتد
زمين و زمان را گاز مي زنم
توي قلب سنگي ام
زنده بگورت مي كنم
همسايه ي يك رنگ درخت نيستم
بوي گندم نمي دهم
هزار و چند بغض توي گلويم ورم كرده است
چگونه تو را فرياد بزنم ؟
مثل جيغ زني ، موقعه ي زايمان ؟!
تا كي خودم را به خواب بزنم ؟
توي اين شعر بلند
با چشمهاي خيس و گل آلود قدم بزنم ؟
خودم را اندازه بگيرم
و بگويم :
قد تو نيستم ؟
به ساعت نگاه كنم
به علائم حياتي ام بگويم :
لحظه ي مرگ مغزي ام نزديك است ؟
خداوندا!
دستهايم دراز تر از پاهايم
كفشهايم
بيرون تر از گليم
بيا زير لباسم
روي سنگ قبرت بشين
و براي خودت فاتحه اي بخوان

